خمینی چه کرد که بیسوادها او را پیروی کردند!؟

آیا آدمهای کم سواد هم اعتقاد و ایمان دارند؟!

در ابتدا بنظر میرسد که آدمهای بیسواد اعتقاد سستی دارند و نظراتشان بر خرافات و نا آگاهی استوار است. میخواهم منظورم را دقیق کنم زمانی را در نظر بگیرید که گروهی از مردم در شرایط فشار و یا نا مناسبی زندگی میکنند خودشان به این امر واقف نیستند و افکار خاصی موجب پدید آمدن این نوع زندگی شده باشد. حالا در بین این مردم فردی را در نظر بگیرید که حضورش باعث شود روال زندگی این مردم تغییر جدی کند، یعنی افکار و مسایل جدیدی که قابل فهم و بیشتر قابل لمس برای این مردم باشد را آورده است. مطمئنا اگر این تغییرات برای این مردم قابل توجه باشد و بشدت امور مردمی که تحت فشار و ناملایمات هستند را متاثر کند آنگاه مردمی که این تغییرات را لمس کرده اند و یا ادراک نموده اند نسبت به فرد و ایده یا اندیشه های او توجه قوی در حفظ ان از خود بروز میدهند که میگویم به او یا ایده او ایمان آورده اند و حتی حاضر هستند در راه حفظ آن بسته به اون تفکر و یا شرایط، جان خود را فدا کنند. برای مثال اشاره میکنم به اعتقادات مذهبی که در مملکت عربستان بوده در همان زمان که گروهی از مردم مسلمان شدند و جان خود را فدا کردند با اینکه بیسواد یا کم سواد بودند ولی ایمان قوی داشتند چرا که حضور پیامبر را باعث بهبود اوضاع اجتماعی و یا مسایل دیگر را خود دیدند و یا لمس کردند. حالا در عصر حاضر خودمان چه اتفاقی افتاده که باز عده ای بیسواد و یا کم سواد هنوز اعتقاد مذهبی دارند آیا همان شرایط که بر مردم آن زمان حاکم بود بر مردم کنونی حاکم بوده است؟ پس متوجه میشویم که شکل گیری اعتقاد در بین افراد مختلف جامعه در دوران مختلف ناشی از عوامل مختلفی میتواند تاثیر بپذیرد. و آیا پیروان خمینی از خمینی چه دیدند که آنقدر کشته و مرده او بودند؟!

2008-04-25