دموکراسی از دیدگاه خامنه ای:
دموکراسی تعریف واضحی ندارد و هر جایی بنا بر شرایط اجتماعی خود، آنرا باز تعریف میکند. در همان زمان که یونانیان باستان این تعریف را بوجود آوردند خود اشرافیانی بودند که تصمیم گرفتند این شکل از حکومت را تدوین نمایند. در کل حکومت مردم بر مردم واقعا بوجود نیامده است اما واقعا حکومت ما به قول خامنه ای مردمی است! البته نمیدانم مطالعه و فکر کرده و به این نتیجه رسیده و یا به اشتباه و از روی حرافی های همیشگی یک چیزی پرانده و شانسی درست درآمده است.
پیش از انقلاب 57 حکومت سلطنتی و طبقاتیی داشتیم که در ادامه انقراض سلسله قاجار پدید آمد. این طبقات شامل سلطنت طلبان و اشرافیان بودند بعد طبقه کارمندان و ارتش و در خاتمه کارگران و کشاورزان. آخوند ها جایگاه مشخصی نداشتند گروهی پاچه خار رژیم بودند گروهی احتمالا مخلص و ناشناس و گروهی شاید کشاورز و دسته ای نیز وابسته به دول بیگانه ولی کلا طبقه خاصی نمیشود برای آنها از این دیدگاه برای آنها مشخص نمود، نتیجتا مبارزات آنها در شکل گیری انقلاب 57 معجونی نا مشخص و حتی مخالف مردم بیش نبوده است.
بعد از انقلاب 57 سیستم سلطنتی و یا نظام طبقاتی نه برای همیشه، سرنگون شد. در ادامه این مبارزه اقشار نسبتا تحت فشار به رو آمده و قدرتهای سازمانی کشور را بدست گرفتند و در همان ابتدا بدلیل خصوصیات ذاتی آخوندها و ساختارهای طبقاتیشان قدرتها بیشتر به سمت آنها کشش پیدا نمود. دیگر نظام طبقاتی بهم ریخته بود و بتدریج جای آنها با مردم مختلف از جمله عمدتاً بیسوادها، فرصت طلبان و نون به نرخ روزخورها و مصلحین! پر شد. بدلیل شرایط نامناسب ایجاد شده نیروهای پیش برنده آسیب جدی دید و قدرتها بهر حال بدست آدهایی افتاد که پیش از این در طبقات سلطنتی نبودند و حکومت از شکل طبقاتی به آن شکلی که اول بود بیرون آمد. در ادامه بدلیل سیاست های نادرست در کلیه امور، ثروتهای جامعه نا عادلانه بین طبقات قبلی باقی مانده توزیع شد. مثلا فردی که بیسواد بود میلیاردر شد در مقابل کار ناکافی و افرادی با کار با ارزش قرانی دریافت نکردند. بتدریج از درون همین سیستم ضد طبقاتی، طبقات جدیدی شکل گرفت که عموما در راس ارکان کشور ثروتهای هنگفتی از طرق مختلف به جیب زدند و حکومت طبقاتی جدید که عموما از توانایی و خردمندی کمتر از حکومت قبلی برخوردار بودند پا به عرصه وجود گذاشت.
در مقایسه با مغرب که حکومتی دموکراتیک بهم زده اند، سیاست مداران عموما از عمال سرمایداران همان جامعه هستند که با شگردهای مختلف با هم در رقابت هستند برای نمونه میتوان این شواهد را در کتاب آزادی و مسئولیت روشنفکران کارل پوپر در لابلای متون دریافت که در ایالات متحده، مردم بایستی برای حفظ دموکراسی و معنا بخشیدن به آن با حکومت درگیر باشند یعنی آنطور نیست که دموکراسی را سیاستمداران تقدیم ملت کرده باشند. البته وضع دموکراسی به مراتب خیلی بهتر از اینجا است، آنهم نه به خوشکلی مردم فقط در طی مبارزات طبقات ضعیفتر، این چیزی است که فیلسوف خودشان نه بوضوح اقرار میکند.
اما سیاستمداران نظام ما در طی زمان پس از انقلاب، دیگر وابسته به سرمایدار یا طبقه اشراف نبودند که بخواهند سیاست های آنها را به پیش برند این شد که حکومت ما مردمی تر از غرب شد اما بدین شکل که گفتم و احتمالا منظور خامنه ای هم همین هست. در حال حاظر نیز رقابت نیز بین همین سرمایدارانی است که پس از انقلاب 57 در ایران از پس چاه های نفت آب و هوا و معادن زیر زمینی و رو زمینی و….و خود زمین و زمان، ثروتهای در دست مردم را جمع نمودند. و میرود که در ده های آینده سیستم طبقاتی شدیدتری را به شکلی مردمی تر! تقدیم ملت نمایند.
2008-05-12
برای مطالعه راجع به طبقات به مقاله زیر میتوانید رجوع کنید
http://maghalatemazdak.blogspot.com/2008/04/blog-post.html