رابطه رشد جامعه با طبقه حاکمه:
برای شرح این رابطه با یک مثال شروع میکنم. حشره خاصی وجود دارد گمان کنم کک یا کنه باشد که پا های قدرتمندی در پرش کردن دارد یعنی میتواند مسافت قابل توجهی را نسبت به ابعاد خود پرش کند و این خصوصیت بوده است که توجه مهندسین مکانیک را به خود جلب کرده است. اگر این حشره را در داخل یک بطری مربا بگذارید خواهید دید که از داخل ظرف بیرون میپرد حال اگر درب ظرف را ببندید بعد از مدت زمان کافی (قبل از اینکه در ظرف خفه شود) خواهید دید که حشره مزبور پرش کرده ولی به درب ظرف برخورد کرده و مسلما به داخل ظرف سقوط میکند. مجددا به کار خود ادامه میدهد نهایتا اگر درب ظرف را بردارید خواهید دید که حشره دیگر قادر نیست بیش از محدودیتی که شما برایش قایل شده بودید بپرد این را سرکوب شدگی مینامیم. البته این مسئله در نزد انسان جزئیات بیشتری خواهد داشت چرا که انسان هوشمند تر از حشره است و واکنشهای متفاوت تری را نسبت به خصوصیات و شرایط خود نشان میدهد که به دو مورد مهم اشاره میکنم:
1- بخشی از مردم که از محدوده سطح عملکرد و فکری سیستم حاکمه در بخشهای مختلف جامعه بالاتر هستند، به دلیل این حدود سرکوب میشوند که چند حالت اتفاق میافتد یا دچار بیماری میشوند و یا راهی دیگر را برای جبران پویایی و حیات خود پیدا میکنند(که میتوان به بیرون کردن مغزها و رشد بیماری روانی و اعتیاد در نزد افراد هوشمند و تحصیل کرده جامعه و بی تفاوتی اشاره نمود).
2- بخشی از مردم بعلت محدودیت هایی که ایجاد شده و علت این محدودیت در بعضی جاها به ایجاد شرایط برای رشد خود سیستم حاکمه ارتباط داشته سایرین نیز فقط در همین محدودیتها رشد مینمایند مثلا بعلت حدودی که سیستم حاکمه برای منافع خود داشته دلالی رشد پیدا کرده است و سایر بخشهای اقتصادی جامعه یا منفعل شده و یا منحرف شده و یا بطور کامل نابود شده است و بطور کلی اشکال و میزان رشد در بخشهای مختلف جامعه نیز به همین ترتیب تحت تاثیر سیستم حاکمه قرار میگیرد. رشد اخلاق و فرهنگ و انحرافات آن ناشی از این حدود است.
3- یکی دیگر از جمبه های مهمتر همین شکل سرکوب شدگی شدید این است که در صورتی که تمایل به برگشت باشد، این سیستم حاکمه بایستی جمعیت متنوع سرکوب شده را به حالت طبیعی و یا بهنجار برگرداند که این مسئله تا زمان وجود و استمرار سیستم حاکمه میسر نیست چرا که این عمل در تعارض و تضاد با منافع سیستم حاکمه است.
بنابراین نتیجه میگیریم رشدی که در جامعه اتفاق افتاده با تمام وجوه و اشکالش ناشی از تعریف حدودی بوده که سیستم حاکمه به کل جامعه به روش فاشیستی دیکته نموده است.
2008-06-27