قانون کار، انرژی و ثروت و چندی از مطالب مرتبط:
مطابق این قانون میزان فعالیتی که برای انجام کاری در یک زمان مشخص صرف میشود معادل مصرف مقداری انرژی است که باعث تولید ثروت مشخصی میشود. اگر هر فردی در جامعه در جای معین که استعدادش آنرا تعیین میکند و بنابر ویژگی های ذاتی و اکتسابی که در دوران زندگیش برایش حاصل شده آن کار مخصوص را انجام دهد ثروت مشخصی تولید میکند که برای مدیریت بهتر زندگی افراد به دلیل وجود اختیارات کافی شناخته شده در انسان بخشی از ثروت مطابق قاعده مشخصی به افراد تعلق می گیرد و بخش باقیمانده در جامعه ذخیره میشود. این ثروت به شکل دانش، صنعت و اشکال دیگر ذخیره میشود و به صورت خدمات آموزشی، اجتماعی و بهداشتی و شکلهای مختلف رفاه بروز میکند و فرد همان نسل و نسلهای بعدی از آن برای تکامل معنوی و مادی جامعه برخوردار میشوند.
اگر ثروتی که افراد به ازاء ساعات مشخص مساوی کار تولید میکند باهم برابر باشد، ثروت در جامعه بطور مساوی بین افراد توزیع میشود. ثروتی که به هر فرد به ازاء کار یکسان داده میشود از فردی که کار انجام نمیدهد (به دلایل مختلف: معلول مطلق، پیر مطلق، نوجوان ناکارآمد و بدون مهارت مطلق و …) بایستی از حداقل نیاز حیاتی فرد به اندازه ای که انگیزه کافی برای کار ایجاد کند بیشتر باشد بطوریکه مردم را از اتلاف وقت در شرایطی که هنوز آگاهی پایین است دور نماید و با گذر زمان و افزایش فرهنگ جامعه نسبت به کار شرایطی فراهم شود که افراد بدون دریافت ثروت به دلیل اینکه علاقه وافری به کار کردن در حوزه مورد تمایل شان دارند ثروت های جامعه خود را افزون کنند، یعنی وقتی به شکل ایده ال نیازهایشان برطرف شد این عمل را انجام دهند.
شرایط خاص اقتصادی:
فرض کنید در شرایط اقتصادی خاصی، فردی به ازاء مقدار کار مشخصی و حتی بدون انجام کار مثلا با خرید یک مقدار زمین و بالا رفتن قیمت آن بعد از چند سال صاحب ثروتی بیشتر یا هنگفت شود، یعنی بدون انجام کار و مصرف انرژی به ثروتی دست پیدا کرده است. بنابر قانون مذکور این ثروت از کجا آمده و به سمت این فرد سرازیر شده است؟ (زمانیکه فرد آگاهی به پیامدهای اجتماعی و اقتصادی نداشته باشد فرد گنه کار نیست و این نتیجه برنامه و قوانین و اجرای مقررات خاصی در جامعه است) قطعا این حاصل انجام کار دیگران است که به علت شرایط نا مناسب جامعه در دستان افراد مختلف جمع میشود در دست یک فرد خیلی زیاد و دیگری بنا به همین شرایط نا مناسب حتی به ازاء کارش ثروت اندک تری بدست می آورد.
منابع ثروت در یک جامعه:
اگر میزان ثروت ایجاد شده در جامعه را از فروش منابع طبیعی علاوه بر انجام کار را در نظر بگیریم آنهم بر ثروت عمومی افزوده میشود که قاعدتا بایستی در خدمت همه باشد. مثلا بکار گیری آن برای ایجاد و توسعه صنایع ملی، رفاه و تحصیلات رایگان، بهداشت،…. حال اگر منابع طبیعی ملی نباشد و یا صنایع تولید و خدمات در اختیار افراد محدودی قرار بگیرد نیز باعث بهم خوردن توزیع عادلانه ثروت که تعریف شد میشود.
توزیع ثروت:
مجددا بر میگردیم به شرایط تعریف شده، حال فرض کنیم ثروت در دست افراد جمع میشود آنها مسلما بعلت اختیاراتی که دارند این مقادیر ثروت اندوخته شده را مصرف مینمایند. مسلما مقداری صرف مسائل حیاتی فرد میشود و مابقی صرف بهره مندی از امکانات ایجاد شده در جامعه میشود (غیر از بهداشت و حقوق بازنشستگی و تحصیلات و یا از این قبیل) مثل سفر کردن و فعالیت توریستی برای کسب نیروی فکری و بدنی برای ادامه زندگی، مطالعه آزاد ایجاد شرایط پژوهش عمومی و… حتی میتوان انواع مسیرهای مصرف ثروت که شناخته شده و برای جامعه مفید است را برای مردم فراهم کرد. اگر ثروت اندوخته شده مصرف شود این ثروت کجا میرود بخشی مسلما به صورت ثروت ذخیره میشود و مابقی به صورت ثروتی که بشکل حقوق افراد بایستی به آنها تعلق گیرد در می آید. بعبارت دیگر کم و کاست و یا فزونی جریان ثروت در محلهای مصرف به حالت کنترل شده در می آید و همچنین نیروی کار مناسب قرار گرفته در محل مصرف نیز نگران کاهش و افزایش جریان مصرف ثروت مردم که حقوق او را تعیین میکند نخواهد شد فقط محل مصرف بایستی آنچنان طراحی و کنترل شود که لزوم وجودش قابل توجیه باشد نه فقط برای اینکه کاری باشد تا یه نونی یا نون دونی برای کسانی که آنجا هستند باشد. مطمئنا این شرایط در نابسامانی اجتماعی سیاسی و اقتصادی ایجاد میشود و باعث آسیب زدن به پیکره جامعه میشود مسلما اینچنین شرایط نامناسبی بعلت عدم سیستم حمایت اقتصادی از افراد احتمال بروز بیشتری پیدا میکند.
شروع ایجاد چنین نظام اقتصادی:
اما در ابتدای امر که ثروتی در جامعه وجود ندارد و این سیستم میخواهد شکل پیدا کند چگونه بایستی ثروتی را به عنوان حقوق به مردم داد، مسلما یا عده ای فدای جامعه میشوند و یا از خود میگذرند تا ثروتی ایجاد شود تا چرخه حیات زندگی جامعه شروع به گردش افتد. اما با توجه به اینکه جامعه روند تکاملی را در طول حیات و تاریخ خود داشته این ثروت بتدریج در جامعه به اشکال مختلف ایجاد شده است. همچنانکه درصددیم با تعریف مفاهیم بنیادی در این حوزه روند تغییر اوضاع کنونی را به حالتی که می گوییم نزدیک کنیم تا هم ثروت بیشتری ایجاد شود هم شرایط توزیع ثروتی که مطرح کردیم و تبعات آن ایجاد شود.
عرضه و تقاضا و قیمت محصول:
میزان تولید در جامعه به نیاز واقعی جامعه شامل بهبود در بهداشت و رفاه عمومی و فردی، آموزش و افزایش آگاهی مردم و استمرار آن استوار است نه تحریک عمدی عوامل موثر بر جسم انسان برای خروج انسان از حالت تعادل و ایجاد مصرف و تولید و جمع شدن ثروت. میزان تولید و افزایش آن با یک تلورانس بسته به شرایط عامل ایجاد آن قابل توجیه بایستی باشد. ارزش هر چیز تولیدی را میزان کار روی محصول و میزان ثروتی که بایستی در جامعه باقی بماند و همچنین بخشی که بایستی به کارکنان داده شود تعیین میشود. استمرار تولید هر محصولی همچنان که جسم انسان مشخص میکند به نیاز افراد جامعه ارتباط دارد. بطور خلاصه بطور پیوسته کلیه نیازمندان با بازاریابی مشخص و میزان تولید مشخص میشود.
پرسش: اگر نیاز مبرمی به محصولی باشد که ثروت افراد برای تهیه آن محصول مقدور نباشد چه بایستی کرد؟
آنچه که مسلم است حفظ حیات جامعه است بنابر این با تحقیق در مراکز تحقیقی علت این نیاز شناسایی میشود و تا رفع آن بایستی به تولید محصول پرداخت و با قیمت مناسب به نیازمندان عرضه شود تا بحران حل شود مثل شیوع بیماری خاصی که به تولید واکسن منجر شود. سیستم بهداشتی جزو خدمات رایگان به حساب می آید و میتوان برای ایجاد مسئولیت در افراد با سنین مشخص برای حفظ سلامت از طرف خود مردم مقداری هزینه تاثیر گذار را به افراد تحمیل نمود.
صادرات:
صادرات با چنین دیدگاهی به توافقات بین المللی و یا فرا ملی ارتباط دارد که دو جامعه بخواهند بنا به شرایط بلقوه و بلفعل و یا ویژگی های خاص و ذاتی آن منطقه نسبت به تولید محصول مورد نظر تا زمان مشخصی اقدام نمایند. این اقدام منجر به ایجاد کار بیشتر برای جامعه که نتیجتا افزایش ثروت ملی را در پی خواهد داشت میگردد. البته سیاست اصلی این نظام فکری اولویت بر رفع نیاز های داخلی است.
آموزش:
آموزش از مبانی رشد و استمرار حیات و تکامل و افزایش ثروت جامعه است. بنابراین برنامه ریزی جامع و کامل که پیوسته در حال بهبود است از ملزومات بقای این نظام فکری خواهد بود.
کاهش کار اضافی در جامعه:
نظر به اینکه فعالیت های اقتصادی و یا تولید محصولات به نیازهای واقعی جامعه مرتبط است و عوامل محرک در جامعه ایجاد نمیشود تا نیاز ناشی از عدم حالت تعادل در افراد ایجاد شود تا منجر به لزوم تولید محصولات شود که عمر و زمان و ثروت جامعه و مردم صرف این مقولات شود البته این بدان معنا نیست که برای بردن به حالت تعادل از اخلاق فاشیستی برخوردار شویم و شیوه های که بی نظمی در جامعه ایجاد میکند را بکار گیریم. بعنوان مثال در جامعه ایران عموم دانش آموزان مجبورند برای حفظ رقابت با دانش آموزان دیگر بخشی از ثروت و وقت خود را که میشود صرف رشد در زمینه های مورد نیاز دیگری کرد جهت ایجاد یک جهش کاری بیمورد در آنها نمود. بنابراین در چنین نظام فکری این نوع مدارس و موسسات غیر انتفاعی! در تمام کشور لغو خواهد شد و ثروتی که در دست افراد ویژه ای جمع شده به شکل دیگری مصرف خواهد شد که در یک برنامه جامع میتوان مصارف این نوع ثروتها را تدارک دید.
واکنش بعضی از افراد به دلیل تغییرات بر سر ارزش گذاری انواع کار:
حالا واکنش افراد مختلف با این تعاریف و شیوه مدیریت ثروت چگونه خواهد بود. عده ای ممکن است بر سر ارزش گذاری فعالیتهای مختلف نظریات مختلفی داشته باشند مثلا کار فکری را ارزشمند تر بدانند و بطور کلی فعالیت خود را همانند قلب و مغز و سیستم دفاعی بدن انسان و بعضی از ارگانهای دیگر که از ملزومات استمرار حیات هستند و بعضی مثل دست و پا که کافی هستند و نبودشان استمرار حیات را دچار کندی و سختی میکنند تصور کنند. علت اینکه بدن انسان را بعنوان مثال مطرح نمودم این است که مطابق قوانین طبیعت سیستم نظام مندی شکل گرفته و سالیان درازی است که بقا دارد و اندیشه بشر و یا دانش ناقص ما در ایجاد آن دخالتی نداشته و میتواند بعنوان یک سیستم نظام مند و موجود که در شرایط ناپایدار نیز خود را متعادل میکند مورد مراجعه و مطالعه قرار گیرد. اما فرق اساسی که بین جامعه انسانی و بدن موجود است این است که ما با اتکا به دانش قادریم با رفع ایرادهای موجود در این سیستم استمرار حیات جامعه و نهایتا جامعه بشری را تا حد امکان استمرار بخشیم. بنابر شواهد متوجه میشویم که افراد مختلف جامعه که بطور طبیعی در طبیعت جامعه خلقت میشوند دارای استعداد های گوناگونی بوده و همه همچون اعضاء سیستم نظام مند بدن انسان فعالیتهای خاص خود را انجام میدهند پس توزیع یکسانتر ثروت در جامعه عملکرد جامعه را همچون توزیع انرژی در بدن برای فعالیت مستمر بهینه تر میکند و هر جا که نیاز به فعالیت بیشتر و یا ترغیب به فعالیت در شرایط خاص است با یک الگوریتم مناسب صورت میگیرد تا روند رشد جامعه در بخشهای مختلف استمرار پیدا کند.
اجازه فعالیت اقتصادی آزاد:
پرسشی پیش می آید و آن این است که آیا حدود این سیستم توزیع و مصرف ثروت در بعضی افراد معدود محدودیت در پویایی نمیکند؟ یعنی باعث شویم افراد با آزادی عمل در افزایش ثروت خود نیز مختار باشند، دقیقا این حالت شبیه توده سرطانی است که در جامعه اجازه رشد داده میشود و ثروتهای جامعه را با خروج از شرایطی که مطرح کردیم می بلعد، بطوریکه قواعد خود را به جامعه اعمال خواهند کرد و باعث مرگ تدریجی سیستم میشوند، و به مدد پیشرفت علم و فناوری این قدرت مدیریت جذب ثروت افزایش پیدا میکند مگر اینکه با عوامل کنترلی جلوی پیشروی این حالت گرفته شود. مثلا حداقل دو عامل رقیب در یک جامعه ایجاد شود و با کنترل و اعمال قواعد روی این افراد میزان دریافت ثروتشان را محدود به دو دو قسمت کنیم و یا خود جامعه قوانین محدود کننده دیگری را اعمال نماید تا ثروت بشیشتری به جامعه برگردد ولی اجازه انباشت سرمایه را داشته باشند. مسلما این فزونی ثروت با نرخ مشخصی افزایش پیدا خواهد کرد مگر این که همین هم محدود شده باشد. با توجه به اختیاری که صاحبین این ثروتها پیدا میکنند، میتوانند ثروتهای جامعه را که تحت تملک آنها است را با خود به جایی خارج از این سیستم حمل کنند و بعبارت دیگر حاصل کار از جسم جامعه خارج میشود یعنی انرژی و ذخایر که باعث قوای آن جامعه بوده است مثل خون که حامل مواد انرژی زا است از پیکره جامعه خارج شود که برای جایگزین کردن آن بایستی کار بیشتر نمود و یا بطرق دیگر جبران شود. اما با جذب سرمایه توسط یک سیستم میشود این موضوع را به طریق دیگر حل کرد به عبارت دیگر بایستی شرایطی را اعمال نمود تا جابجایی سرمایه در توازن که باقی میماند هیچ، بلکه باعث جذب ثروت از ممالک دیگر شود و مثل زالو خون ممالک دیگر را مکید البته نه به این زشتی! یعنی با تجاوز، بلکه با انجام خدمات و فعالیتهای مفید و حتی منحصر به فرد این امر میسر شود به عبارت دیگر جذب سرمایه صورت گیرد مسلما این امر با تغییر و تحولات سیاسی در ابتدا و ایجاد ثبات سیاسی بین المللی با کشورهای مرتبط میتواند صورت گیرد. اما در چنین شرایطی ثروت در دستان یک عده سرمایدار متحرک باقی میماند که منشاء جذب ثروت خواهند شد و علت آن نیز خصوصیت ذاتی سرطانی آنها است که بازهم برای تاکید اعمال قانون خواهند کرد! یعنی قدرت جذب ثروت و اعمال فشار به سایر اعضاء را نیز مشمول وجود و استمرار بقای خود خواهد کرد. با ایجاد نظام تجارت جهانی این رژیم شرایط بازی را برای تحرک سرمایه ایجاد خواهد کرد اما با محدودیتهای بین المللی و ملی میتواند روبرو شد و جامعه جهانی سرمایه به تعادلی خواهد رسید که جابجایی سرمایه به یک حالت ثبات نزدیک خواهد شد.
از مزایایی که این سیستم توزیع ثروت دارد ایجاد فضای رقابتی بین مردم صاحب ثروت است که باعث تولید ثروت بیشتری در جامعه خواهد شد بطوریکه بخشی به جامعه، بخشی به خود مردم و باقی برای صاحب ثروت یا سرمایه باقی خواهد ماند. در این سیستم مردم پیوسته بایستی برای حفظ موقعیت و بهره برداری از امکانات و وامهایی که گرفته اند و بعبارت دیگر نیازهای جدیدی که پیدا کرده اند مشغول فعالیت دائمی باشند و دورانی با اضطراب و استرس و محتملا دورانی را بدون تفکر و تعمق پشت سر بگذارند که این به علت انگیزش های مصرف آنها یعنی رسانه ارتباط پیدا میکند. این سیستم اقتصادی که در غرب و یا کشورهای صنعتی پیشرفته وجود دارد بهینه شده است مثلا با گرفتن مالیات از طرف دول حاکمه و کنترل ثروت مردم و صاحب کار. از دیگر مزیتهای این سیستم به انعطاف پذیری سیستم تولید و مصرف و خدمات میشود اشاره نمود. یک روز یک نمونه از این سیستم ها بوجود می آید و روز بعد از بین می رود و ثروتش به بافت یک تشکل اقتصادی دیگر میرود و یا ممکن است جای دیگر بوجود آید یعنی به علت نیاز جامعه و شرایط اقتصادی و همچنین قدرت شرکت های مربوطه حالتی از بوجود آمدن و متلاشی شدن را سپری میکنند و یا از نوعی به نوعی دیگر تبدیل شدن را از پشت سر میگذارند. این سیستم اقتصادی بخشی از ثروت را در دست یک عده صاحب سرمایه یا تولیدی یا خدماتی و … می گذارد بخشی در جامعه و بخش دیگر در نزد افراد جامعه، بطور کلی ثروت در جامعه بین این سه رده باقی خواهد ماند. نظر به اینکه بقای جامعه به بقای کل با این دسته بندی شکل گرفته بعید است با افزایش آگاهی عمومی بخواهند علیه همدیگر شاخ و شونه بکشند و جامعه ای که بعد از این همه تنش ایجاد شده بخواهند ضایع کنند. بنابراین جامعه از حالت ملی به فرا ملی رفته و به یک حالت پایدار میرسد. البته میزان جمع شدن سرمایه در سایر جوامع به دلیل وجود قدرت های بانی ایجاد آن وابسته است مثلا در حالتی پایدار این امکان وجود دارد که ثروتها سمت و سوی خاصی را پیدا کنند که در نهایت باعث جمع شدن ثروت در یک جای خاص باشد مثل نهرهایی است که ساخته شده و به سمت مقصد خود یعنی دریا و دریاچه ها در حرکت است.
2008-07-13