اکتبر 2008


جامعه متخصصین زائیده فاشیسم:

وقتی دوران حیات فاشیسم به مدد پیروان مفسد و جاهل و کوتاهی مردمی که سرانه مطالعه آنها از دقایقی فراتر نمیرود از حدود چند سال می گذرد، آثار و تبعات فرهنگی و اخلاقی و شیوه تفکر این گانگسترها از دوران حیات اولیه خود به نسلهای آینده گذار میکند. در حال حاظر با رشد و گسترش پیدا نمودن تشکل های اقتصادی فاشیستی مثل جوامع متخصصین که برای منافع بنیانگذاران آن ساخته و طراحی شده است، شما هرگز نخواهید توانست در این فضای آزاد محدود شده به عقاید فاشیستی به طرح پرسش هایی که منجر به ذکر دلایل و ریشه های شکل گیری پدیده های نابهنجار جامعه است و باعث افشای اقدامات فاشیستی می گردد، بپردازید. همواره بایستی مداحی فاشیسم را بدوش بکشید و به اراجیف و هرزه نویسی خوی پیدا کنید و یا به پرسشهای تکراری تن دهید و مغز خود را از رشد بر حذر دارید و زنگار باطل را بر سینه های خود تحمل و از آثار منفی آن خود و فرزندانتان در آینده برخوردار شوید.

2008-10-25

ریشه دعوا مرافعه بر سر متولی شدن در دستگاه فاشیستی:

ماهیتی ساختاری سازمانی جدیدی را در نظر بگیرید که هنوز وجود عینی در جامعه پیدا نکرده است و در ذات خود منافع اقتصادی بخاطر وجود عینی بخشیدن برای ایجاد کنندگان آن داشته باشد. برای عینیت بخشیدن لازم است که به شکلی در جامعه نهادینه شود و در ساختاری مستقل و یا وابسته به وزارت خانه ها و سازمانهای موجود عینیت پیدا کند. مسلما به دلیل اینکه در سیستم اقتصادی فاشیستی مسئله اصلی اولویت در افزایش کسب قدرت و منافع اقتصادی و تجاری اهالی رده بالای اداره کنندگان و عوامل آنان است، مسئله چه کسی متولی آن ماهیت عینی باشد مطرح میشود سپس دعوا شروع میشود تا اینکه عوامل و عناصر موجود بتوانند برای خود تقسیم اراضی کنند و به نوعی ماهیت جدید را در جامعه در وجود خود نهادینه کنند، این است که دعوای متولی شدن بوجود می آید و مردم را که نیازمندان واقعی آن ماهیت هستند با کیفیتی نامناسب دیر برخوردار مینمایند.

2008-10-20

تجار محترم:

امام خمینی که احساس بی احساس میکرد وقتی از هواپیما پیاده شد به وجد آمد و یاد کلام حضرت علی افتاد و از خودش جمله ای ساخته و قرائت نمود و میگفت من کوخ نشینان را بر کاخ نشینان ترجیح میدهم ولی وقتی یه مقدار گذشت تجار را تجار محترم خطاب کرد. احتمالا اون موقعی که این ها را میگفت یادش رفته بود که حضرت علی گفته بود هیچ کاخی بر افراشته نخواهد شد مگر کوخی ویران شود. به هر حال دورو زمانه عوض شده و دیگر بازاریان هم بازاریان آن موقع نیستند. پس جای تعجب نیست که بازاریان امروز یعنی اواخر دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد علیه سیاستهای مالیاتی دولت اعتصاب میکنند. خوب بجای اینکه خودشان خمس و زکات را حساب و کتاب کنند دولت احتمالا برای دوره بعدی هم که شده بایستی یه مقدار مانور بدهد. باز هم روزنامه های فاشیسم بر خلاف گذشته مطالبی را به رشته تحریر در آورده و نوشته اند صد هزار تا از این تجار محترم کار خلاف کردند که ممنوع المعامله و خروج شده اند اما فشار آنها به فاشیسم یعنی بانی خودشان زیاد شده و تحمل ندارند که آنها را مدت زیادی ممنوع المعامله و خروج نگهدارند و لازم است که یه تصمیمات مناسبی بگیرند پس بایستی به طریقی حداقل یه تعدادی کافی و “اپتیمم” آنها آزاد شوند تا حفظ حکومت که وابسته به این تجار محترم است استمرار پیدا کند و بعد منافع مردم نیز حفظ شود.

از اینجا به این نتایج میرسیم که 1- منافع فاشیسم در گرو منافع تجار محترم است 2- خمینی و شریکش خامنه ای بانی آنها بوده اند 3- تجار مذبور هر غلطی بخواهند میتوانند بکنند 4- انتخابات ریاست جمهوری تحت تاثیر منافع تجار محترمه و آقایانشان است 5- وجود سپاه در واقع کشک است!

2008-10-17

نبرد آلبرت اینشتین:

… چنگیز وارد ایران شده بود و خون ملت ایران را می ریخت بسیار شایع شده بود که این قوم چقدر وحشی هستند لذا وقتی یک مغول دست خالی با اسبی وارد روستایی شده بود آگاهانه یا نا آگاهانه تبلیغاتی که خود مردم از وحشیگری علیه خودشان کرده بودند باعث شده بود همین مردم روستایی توسط یکنفر مغول به زنجیر کشیده شوند…(برگرفته از کتاب چنگیز خان نوشته واسیلیان چاپ اتحاد شوروی اصل به زبان فارسی)

… اینشتین اکنون خود را به صف مبارزان پیگیر و فعال پیوسته و به “علل معین” جهادی بزرگ به پشتیبانی از سربازان فراری از جنگ به راه می اندازد و یقین دارد که اگر فقط یک بخش کم از مشمولین نظام اجباری کشورها زیر بار چنین تکلیفی نروند، جنبشی سرکوب ناشدنی در سراسر جهان به وجود خواهد آمد. اینک او خویشتن را با تمام اعتبار علمی و شهرتی که دارد، به خاطر صلح به درون معرکه افکنده است. او به دوستانش در همه کشورها نامه مینویسد و به ایشان آماده باش میدهد. اکنون ب کرسی های خطابه که در گذشته از آن می گریخت، سخن می راند. با دانش جویان بحث و گفتگو میکند. در همه تظاهرات عمومی حاضر میشود. به مطبوعات کشور اعلامیه میفرستد. در آستانه و شروع مذاکرات، درباره خلع سلاح مقاله مینویسد. به قصد دربند کردن اهریمن جنگ، از هر موجود زنده کمک میطلبد. این کوششها و تلاشهای او همه بر این پایه است که میگوید: برای عقیم کردن جنگ کافی است فقط 0.02 از مشمولین نظام اجباری از رفتن به خدمت سربازی خودداری کنند. در همه جا، خاصه در آمریکا، نهضت صلح خواهان پا میگیرد، و هواداران این نهضت ها به هدف آشکار نمودن عقیده خود سنجاقی به پسند روز و به صورت “0.02 ” بر سینه خود می آویزند. اینشتین خود در راس” سازمان مقاومت بین المللی ضد جنگ” قرار گرفته است و هر کس را که مبارز بداند، مخاطب میسازد و به او نامه مینویسد. تقاضای او از تمام این افراد اینست که از آن پس در جنگ و در امور تسلیحاتی مربوط به آن مشارکت نکنند:”خواهش میکنم که نظرات و عقاید خودتان را به اطلاع دولت خود برسانید، قطعنامه های خود را به ثبت برسانید و مرا از اقداماتی که میکنید با خبر سازید. من برای پشتیبانی و تقویت مخالفان جنگ سازمانی به نام بنیاد اینشتین تاسیس کرده ام.” او خود پولی قابل ملاحظه در اختیار بنیاد مزبور قرار میدهد که تهیه آن مستلزم انجام تکالیفی است که وی در گذشته هرگز حاضر نبود آنرا انجام بدهد. زندگی شخصی او که همواره بر اثر جدیت از هرگونه عوامل خارجی جدا مانده بود، اینک در اختیار افرادی گوناگون از قبیل آزادی خواهان و صلح طلبان و پیروان عقیده ها و مسلک های متفاوت و پیک ها و فرستادگان کشور ها و منزه طلبان و سیاستمداران کار آزموده و بالاخره بسیاری از خیالبافان درمان ناپذیر قرار گرفته است. به جای مخترعان افسانه باف و نوابغ سرخورده و مایوس که در گذشته به او متوسل می شده اند، اینک جلوی خانه اش را لشکر کاشفان راه حل صلح عمومی، در حالیکه همه دستور های صلح و “معجون ضد جنگ” در دست دارند پر کرده است…

2008-10-13

رئیس جمهور و کردان متقلب:

در اخبار حتما شنیده اید که آقای دکتر کردان مدرک دکتری تقلبیش که بنام یکی از دانشگاه های انگلستان صادر شده بود(که معمولا برای استمرار استعمار نیاز به فارغ کردن آقازادگان است)، رسوا شد. نکته مهم این ماجرا از اینجا نشات میگیرد که ایشان 8 سال است که موفق به کار در پستهای مختلف رده بالای مملکت بوده اند ولی چون در این مدت بعلت اینکه نظام فاشستی اصلا و اساسا نیازی به دانش ندارد و هدف چپاول و غارت مملکت است و بودن در آن موقعیت کافی است لذا غیر از همدستان و سایر عوامل و عناصر وابسته، تقریبا کلیه کسانیکه زیر دست او هم کار میکرده اند نه به ذهنشان خطور کرده و نه انتظار این را داشته اند که تطابقی بین توانایی ایشان و توانایی ایشان با درجه دکتری وجود ندارد. مضافا اثبات میشود که اداره مملکت اصلا و اساسا نیازی به دانش و تخصص و تجربه ندارد و حداقل اینکه سرتان را بندازید پایین و هر چی میگن همون کار را انجام بدین و پولت یعنی حقوقت را بگیر و برو خونه کاری با چیزی نداشته باش، اعتراض و اعتصاب هم نکن بزار ما کارمان را بکنیم.

2008-10-13

پرسش:
آیا حقیقت در واقع دست یافتنی است آیا دانایی خداوند نیز مشمول این قاعده هم هست؟

عدد پی و امثال آن در زمره اعدادی قرار میگیرند که انتهای اعشار آن نامشخص است و از الگوی مشخصی پیروی نمیکند. به عبارت دیگر شما با داشتن اطلاعات دقیق ریاضی مثلا دانستن شعاع یک دایره هرگز نخواهید توانست مقدار مطلقا دقیق محیط دایره را بدست آورید. پس دیگر زمان آن که می آمدند در نقد قدرت خداوند مسئله طرح میکردید که آیا خداوند میتواند سنگی را خلق کند که خودش نتواند آنرا بلند کند و کسی نمیتوانست به این پرسش جواب درستی بدهد با این عدد شکل واقعی بخود میگیرد پس خداوند خودش هم نمیداند که عدد پی بالاخره دقیقا چند است! مسلما این مفهوم ریاضی باعث به چالش کشیده شدن دانایی مطلق خداوند میشود و مذاهب دچار بحران میشوند و فلسفه نیز دچار تغییر و تحول که حقیقت میتواند در واقع دست نیافتنی باشد، لا اقل با این شیوه ای که انسان قدرت درکش را دارد.

2008-10-08

اعلامیه آلبرت انیشتین هنگام ورود به بلژیک در برخورد با نازیها:

… انیشتین هنگام ورود به بلژیک با سیل درخواستها برای مقیم شدن در نقاط مختلف دنیا از جمله بازگشت به آمریکا مواجه شد. این اعلامیه در خاک اروپا منتشر شده است:

” تا جایی که برای من ممکن بشود، فقط سرزمینی را برای اقامت انتخاب خواهم کرد که در آن قانون، آزادی سیاسی، نرمش فکری و نیز برابری حقوق، معتبر و مورد پشتیبانی باشد. آزادی سیاسی یعنی هرگونه اظهار نظر سیاسی اعم از زبانی و قلمی، و نرمش فکری مشتمل است بر محترم داشتن عقاید و نظرات فردی. و در حال حاضر چنین شرایطی در سرزمین آلمان دیده نمیشود. در آن جا کسانی که تمام کوشش خود را به طور جدی در راه ایجاد محیط تفاهم بین المللی صرف کرده اند، تحت تعقیب قرار میگیرند. در میان این گروه بسیاری از پیشوایان هنر به چشم میخورند. یک سازمان اجتماعی هم مانند یک فرد-خاصه در دوره تنگی و سختی – میتواند بیمار شود. یک چنین بیماری را ملتها البته از سر خواهند گذرانید. من امیدوارم که در آلمان کارها هرچه زودتر بر پایه افکار سلامت بازگردد. تا از آن پس در این کشور نه فقط گاه گاه به قصد بزرگداشت مردانی بزرگ مانند کانت و گوته جشن بر پا کنند، بلکه ملت آلمان آموزشهای این بزرگان را نیز سرمشق قرار دهد و در همه شئون زندگانی خود بکار بندد”. بعد از این اعلامیه آلبرت انیشتین از آکادمی علوم پروس رسما استعفا نمود…

2008-10-05

گوشه ای از فعالیتهای سیاسی آلبرت انیشتین

…. گروهی که از شکست آلمان به نوائی رسیده بود، بیدرنگ به راهی قدم نهاد که آلمان را از پرداخت غرامت معاف میکرد. آلمان خبر نداشت، و توده ها نیز نمیبایست بدانند که زیانها و رنجها و محرومیت های سخت و جان گداز که به یک ملت و ملک میرسیده همه محصول خودخواهی های یک دسته سرمایدار بخش خصوصی و نیز ناشی از خرابکاری های تعمدی یک مشت ناسیونالیست بوده است. در میان متفقین فقط بر بعضی آگاهان دست اندر کار آشکار بود که بانی تزلزل نرخ مارک صاحبان صنایع سنگین بوده اند که نمی خواستند پیش از آنکه میزان غرامت تثبیت شده باشد، تولید کالا بیشتر و در نتیجه سطح درآمد ملی بالا برود، درست مثل کسی که پایه های درآمد خود را بر مبنای مالیاتی که باید بپردازد، انتخاب کند. اما مهمتر آنکه صاحبان صنایع با تثبیت نرخ مارک در اصل موافق نبوده اند، زیرا تنزل نرخ مارک به ایشان امکان میداد تا وامهای خود را بپردازند، چاله ها را پر کنند، کارخانه های ورشکسته را بخرند، کارتل های نیرومند جهانی را سازمان بدهند و وضع خود را تا سطح دمپینگ بین المللی بالا ببرند. یکی از نیرنگ های تاریخی به این ترتیب زیر نقاب میهن پرستی بازی شد…